هر وقت میام اینجا تاریخ پست قبلی رو میبینم یجوری میشم اصلن تن و بدنم میلرزه از گذر زمان بعد کل اون یک سالی که گذشته ازش انگار میاد جلو چشمام میخوام همشو بنویسم الان باید میومدم مینوشتم"روزای گهی داره سپری میشه و من دارم وارد غار افسردگی لعنتیم میشم" تا سال دیگه که برمیگردم اینجا بخندم یکم به مغز داغونم
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
عهههه چقدر چرندیات هست اینجا دلم نمیاد پاک کنم اما اینم درست نبود تو این حال افسرده برسم به اینجای متروکه لعنت
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
هر وقت میام اینجا
تاریخ پست قبلی رو میبینم یجوری میشم اصلن
تن و بدنم میلرزه از گذر زمان
بعد کل اون یک سالی که گذشته ازش انگار میاد جلو چشمام میخوام همشو بنویسم
الان باید میومدم مینوشتم"روزای گهی داره سپری میشه و من دارم وارد غار افسردگی لعنتیم میشم"
تا سال دیگه که برمیگردم اینجا بخندم یکم به مغز داغونم
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
فقط وقتایی که مجبورم با لپتاپ میام تلگرام اونم واسه پیام کاری و گروه گزارش کار آزمایشگاه لعنتی
با گوشیه اهل خونه گهگاهی اینستا
دیگه نه موزیک دارم بین راه گوش کنم
نه چندین هزار تا عکس که مرور کنم
چندیییین هزار تا عکس
عوضش لپ تاپ اومده دم دست
و حجم عظیمی از عکس ها که کلی خاطره ی لعنتی رو یادم میاره
که باید بشینم عکسارو مرتب کنم
و وقتی لپ تاپ هست اینجا بیشتر میام
مث قدیما
همین
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
ولي بزا رك بگم
دلم تنگ شده واسه چار پنج سال پيشا
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا
برچسب:
نویسنده: الینا زارعینیا